محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

91

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

رياح ايلاوس بغايت مجرب دانسته‌اند و ضماد آن مجفف قروح و زائل كنندهء آثار جلد و نفوخ آن در بيني و بدستور شرب آن مسقط جنين و كويند چون در فصل تابستان يكدرهم آن را با عاقرقرحا و تربد و زنجبيل از هريك دانكى با عسل سرشته بعد از تنقيه بمسهلات لائقه بياشامند و در آفتاب نشسته موضع برص را مكشوف دارند تا آفتاب برو بتابد تا عرق كند و اكر عطش غالب شود آب بنوشند در روز اول نهايت تا روز سوم موضع برص آبله كند و بعد دفع زرداب از ان بالكليه بر طرف كردد و مجرب دانسته‌اند و ابن بيطار و صاحب اختيارات بديعي نوشته‌اند كه بكرات امتحان كرده شده و اين سرى عجيب است اما به شرط آنكه اول تنقيه كرده باشند و نيز كفته‌اند كه هركاه از مفرد آن هر روز سه درهم با عسل تا پانزده روز متواتر بنوشند و يا از مركب آن بدستور مزبور و يا با عاقرقرحا در مدت مذكر و استعمال نمايند يقينا رفع برص نمايد خصوص از مواضع لحميه كه قبول علاج زودتر مىكند از غير آن و بعضى كفته‌اند بتنهائي و بعضى كويند چون يك جزو و نيم از آطريلال و از پوست مار و برك سداب از هريك يك جزو كوفته و پيخته پنجر و زهر روز سه درهم آن را با شراب انكورى بياشامند و در آفتاب نشينند باذن اللّه تعالى شفا يابند از ان مقدار شربت آن از يكدرهم تا سه درهم با عسل يا شراب بدل آن در اطليهء برص كندش مضر جكر حار مصلح آن سكنجبين و مضر كرده و مصلح آن كثيرا است ماليقي نوشته كه به دو ظهور منفعت اين دوا و شهرت آن از مغرب اوسط از قبيلهء بربر معروف به بني و جهان از اعمال بجايه بود و مردم قصد و توجه بسوى آن مىنمودند از براى مداواى آن مرض و ضنت مىورزيدند و مخفي مىداشتند از مردم و تعليم مىكرديدند خلف از سلف خود تا آنكه حق سبحانه تعالى ظاهر نمود آن را بر بعضي از مردم و شده‌شده شهرت يافت و استعمال نمودند آن را بانحاى شتى چنانچه بعضي از ان ذكر يافت * االسن * بمد الف و ضم لام و فتح سين و نون لغت يوناني است بمعني مبرى الكلب به جهت رفع آن زهر سك ديوانه را و در شام معروف بحشيشة النجاة و حشيشة السلحفات نيز است * ماهيت آن نباتى است ساق آن به قدر ذرعى شبيه بساق رازيانه و برك آن شبيه ببرك فراسيون و از ان درشت‌تر و خارناك و رنك آن ما بين سرخي و سياهي و تخم آن مائل بپهتي و سبز تيره و در غلاف ذو طبقه و از ترمس كوچك‌تر و در طعم بحدت و تندى و تلخي نانخواه و كل آن سرخ مائل بتيركي از زير بركها مىرويد و كفته‌اند كياه آن شبيه بشبت است در ساق و برك و بو و منابت آن زمينهاى پست با سنك‌ريزه و بيخ آن طولاني مانند شلغم دراز و زردك و در طعم آن اندك حلاوتى است * طبيعت آن در اول سوم كرم و در آخر اول خشك * افعال و خواص آن محلل و جالي و مقطع درد سر و زكام و ضيق النفس و رياح معده و كرده و وجع مفاصل و وركين را نافع و مجفف باعتدال و جمود و برودت مفرط و فادزهر سكديوانه كزيده و رافع كلف است * امراض الراس و الصدر سعوط طبيخ آن زكام و شرب آن جمود و برودت مفرط و ضيق النفس و بلغم مجتمع در قصبهء رئه را نافع و ضماد آن با عسل جهت جوششهاى سركه از ان زرداب تراوش نمايد و كلف را نيز مفيد الباه خوردن آن بغايت مقوى باه است ماليقي كفته چون بياشامند مطبوخ آن را نافض بدون تب را ساكن كرداند سم الكلب تخم آن را چون بكوبند و در اطعمهء شخصى كه سكديوانه كزيده باشد داخل نمايند فادزهر آن است و زائل كرداند سميت آن را جالينوس كفته كه چون آن را در وسط تابستان خشك كرده كوبيده نكهدارند و بوقت حاجت مقدار يك ملعقه با چهار و نيم اوقيه عسل بدفعات يك روز در ميان سكديوانه كزيده را بنوشانند بغايت مفيد است و آشاميدن دو درهم از اب بيخ آن سكديوانه كزيده را مفيد و همچنين شير حليب خيارزهء آن بسيار مفيد است هرچند كه از آب بترسد و بكريزد و مشرف بر هلاك باشد و بايد كه آب بيخ طولاني تازهء آن باشد و اكر تازه بدست نيايد